تبلیغات
وبلاگ طرفداران مجموعه کتاب های توایلایت - داستان کتاب خسوف

داستان کتاب خسوف

سه شنبه 31 فروردین 1389 06:04 ب.ظ

نویسنده : بلا جاویدی
ارسال شده در: درباره ی خسوف ،

بلا

صدای ملایم ادوارد را از پشت سرم شنیدم.برگشتم و او را که از پله هایی ورودی خانه پایین می امد ,دیدم.موهایش بر اثر وزش باد پریشان شده بود.او مرا در بازوان خود گرفت....

 

قتل های زنجیره ای وحشتناکی در شهر سیاتل رخ می دهد;زن خون اشام خبیثی همچنان به جستحوی انتقام جویانه ی خد ادامه می دهد.بلا بار دیگر  خود را  روبه رو با خطر می بیند.او  مجبور است میان عشقی که نسبت به ادوارد و رفاقتی که با جاکوب دارد,یکی را انتخاب کند.انتخابی که می تواند  به دشمنی دیرینه ی خون اشام و گرگینه  دامن بزند.او مجبور است با نزدیک شدن تاریخ امتحانات دبیرستان تصمیم دیگری بگیرد:زندگی یا مرگ.کدام تصمیم مرگ را برایش به ارمغان می اورد و کدام یک زندگی را؟

 

کتاب خسوف  ادامه ی دو کتاب پرفروش شفق و ماه نو , سومین داستان بلند جذاب و گیرا از استفنی مایر است که ماجرای عاشقانه ادوارد خون اشام را به تصویر میکشد.

 

در توصیف کتاب شفق:

داستانی خیال انگیز و خلسه اور از احساسات و تنش های دنیای جوانان

تایمز

 

 

حکایتی هیجان انگیز از ماجرای عاشقانه ی یک خون اشام در دبیرستان

 

سان دی هرالد




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -